محمد مهدى ملايرى
438
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
منطقهاى بوده كه در شمال خوزستان امروزى و جنوب شاهراهى كه از حلوان به همدان مىرفته قرار داشته است . ياقوت گويد كه مهرجانقذق منطقهاى نيكو و پهناور و داراى شهرها و ديههاى متعدد است و نزديك به صيمره از نواحى جبال واقع شده ؛ و به گفتهء همو گاهى اين منطقه را تنها به نام « مهرجان » هم مىخواندهاند « 1 » . و اما اهواز كه در تاريخ به نامهاى ديگرى هم مانند « هرمزشهر » و « هرمز دادشاپور » و « هرمزاردشير » خوانده شده است منطقهء وسيعى را در بر مىگرفته كه تمام سرزمينهاى واقع بين بصره و استان كنونى پارس را شامل مىشده و مهمترين شهر آن « بازار اهواز » بوده كه اعراب آن را به نام « سوق الاهواز » مىخواندهاند . و از شهرهاى آنجا رام هرمز ، و ايذج ، و عسكر مكرم ، و تستر ( شوشتر ) ، و جندى شاپور ، و سوس ( شوش ) ، و سرق ( سره ) ، و نهر تيرى و مناذر را ذكر كردهاند . و به گفتهء بلعمى اهواز در دوران پيش از اسلام داراى هفتاد شهر بوده كه همهء آنها را هرمزان در تصرف داشته « 2 » . خراج اهواز در زمان خلفا سى مليون درهم ولى در زمان ساسانيان پنجاه ميليون درهم بوده « 3 » و از اين مبلغ اهميت و بزرگى و آبادانى آنجا در آن زمانها به خوبى معلوم مىشود . منطقهء فرمانروايى هرمزان يعنى دو استان خوزستان و مهرجانقذق از مهمترين مناطق تمام قلمرو دولت ساسانى بود ، و در دوران اسلامى هم اين اهميت را همچنان حفظ كرد ، زيرا اين منطقه از يك طرف با استان فارس سرزمين اصلى و زادگاه ساسانيان و از طرف ديگر با سرزمين عراق مركز حكومت و قلب شاهنشاهى ايران ، كه آن را دل ايرانشهر مىخواندهاند ، هممرز
--> ( 1 ) . نك : ياقوت ذيل همين كلمه . در هنگامىكه هرمزان را به مدينه نزد عمر بردند عمر به مغيرة بن شعبه كه كمى فارسى مىدانست گفت از او بپرس تو اهل كدام سرزمينى ؟ مغيره به او گفت : « از كدام ارضيه ؟ هرمزان گفت ، مهرجانى » . طبرى ، ج 5 ، ص 2560 . ( 2 ) . « ملك اهواز هرمزان بود . مردى بود بزرگزاده ، و ملك اهواز به اهل و بيت ايشان دربوده بود ، اهواز هفتاد شهر است ، همهء آنها به تصرف هرمزان بود » بلعمى ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 308 . ( 3 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل كلمهء اهواز .